تبليغاتX
م.روان شيد -

 

 

( ... )

 

رفته بودم به صید نمک

به صید گوشواره های دریا / که از سواحل دور

بوی ضخم زندگی می داد .

 

ایکار مرده بود

دریا خروش خامی داشت

جلبک های جاری

گوشواره های مرا برده بودند ...

 

چیزی برای عشق و قبیله ی چشم نمانده بود .

مثل ماهی در خشکی

مثل ماهی در دریا

به صید گوشواره

یه صید گوش می رفتم ...

 

 

۲۱/۱/۱۳۸۵

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 0:12  توسط مسعود اميني   |