( ... )
رفته بودم به صید نمک
به صید گوشواره های دریا / که از سواحل دور
بوی ضخم زندگی می داد .
ایکار مرده بود
دریا خروش خامی داشت
جلبک های جاری
گوشواره های مرا برده بودند ...
چیزی برای عشق و قبیله ی چشم نمانده بود .
مثل ماهی در خشکی
مثل ماهی در دریا
به صید گوشواره
یه صید گوش می رفتم ...
۲۱/۱/۱۳۸۵

