بهار
هی بهار بهار بر سنگ نوشتیم و
هی بهار بهار بر چوبه ی دار و
سپیدار و
سرو و
ستاره ی بالا دست -
هی بهار بهار بر بوته ی خار و خلوت خانگی ...
دیوار خانه از خنج خط ما ویران شد
دیوار کوچه
دیوار شهر
دیوار دیوان و دفتر از خنج خط ما ویران شد -
سرانجام
صوت بود
تنها صوت بود ...
هی بهار بهار ماند و
هی بهار بهار
هی بهار بهار ...
ساعت ۲ بامداد ۶/۹/۱۳۸۵

